تقاطع
خواهی نشوی همرنگ...رسوای جماعت باش
قالب وبلاگ
نقل قول علامه‌ حلي‌ در حق‌ خواجه نصیر الدین طوسی:

خواجه‌ «در اخلاق‌ شريف‌ترين‌ كسي‌ است‌ كه‌ ما تا حال‌ ديده‌ايم...» 

شخصي‌ به‌ خدمت‌ خواجه‌ نصیر الدین آمد و نوشته‌اي‌ از آن‌ ديگري‌ به‌ خواجه‌ داد كه‌ در آن‌ به‌ خواجه‌ بسيار ناسزا گفته‌ و دشنام‌ داده‌ بود و او را كلب‌بن‌كلب‌ (سگ فرزند سگ) خطاب‌ كرده‌ بود. خواجه‌ به‌ زباني‌ نرم‌ و لطف‌آميز در جواب‌ او نوشت: و اما اينها كه‌ نوشته‌اي‌ درست‌ نيست‌ چه‌ سگ‌ در زمره‌ چهارپايان‌ است‌ و عوعو مي‌كند و پوست‌ او پوشيده‌ از پشم‌ است‌ و ناخني‌ دراز دارد و اين‌ صفتها در من‌ نيست‌ و به‌ خلاف‌ او قامت‌ من‌ راست‌ و تنم‌ بي‌موي‌ و ناخنم‌ پهن‌ است. من‌ گويا و خندانم‌ و فصول‌ و خواصي‌ كه‌ مراست‌ غير آن‌ فصول‌ و خواصي‌ است‌ كه‌ سگ‌ دارد و آنچه‌ در من‌ است‌ در او نيست‌ و تمام‌ عيوبي‌ را كه‌ صاحب‌ نامه‌ ذكر كرده‌ بود، بدين‌ سان‌ جواب‌ گفت‌ بدون‌ آنكه‌ كلمه‌اي‌ درشت‌ و زشت‌ بنويسد و يا بگويد...»

[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 16:42 ] [ صابر هنرمند راد ]

 

   

 
[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 0:12 ] [ صابر هنرمند راد ]

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگر خنجر دوستان برده ایم


گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 9:26 ] [ صابر هنرمند راد ]

این روزها مهمترین مسئله ای که در اجتماع دهان به دهان می چرخد،کاندیداتوری آیت الله رفسنجانی برای انتخابات است.با هرکس از هر مرام و مسلکی که صحبت می کنی، به این مسئله اشاره می کند و از دیدگاه خودش این حضور را تحلیل می کند و جالبتر از این موضوع واکنش مثبت مردم به این مسئله است،بطوریکه پس از ثبت نام ایشان به یکباره شور و شوقی در جامعه ایجاد شد.

از نگاه من علاوه بر شور و شوق ایجاد شده،امید هم در مردم زنده شده و شانه های این مردم سبک تر و دلهایشان آرام تر از گذشته شده است.

اما مگر چه شده است که این مردم اینچنین به حضور هاشمی واکنش مثبت نشان می دهند؟آیا هاشمی تغییر کرده یا مردم ما تغییر کرده اند؟و چرا باید هاشمی را انتخاب کرد؟

این سوالات و چندین سوال دیگر در ذهنم رژه می روند و البته پس از مدتها ذهن غبار گرفته و مشوش مرا، سازماندهی و آرام کرد و پاسخ های این سوالات،انگیزه ای در من ایجاد کرد که نتیجه اولیه آن خارج شدن از بی دردی و به روز شدن بود.

کمی دقیقتر که می شوی،و به این سوالات فکر می کنی به جوابهای جالبی می رسی!!!

*وقتی میبینی که در روز آخر ثبت نام ،صرافی های کشور فروش دلار خود را متوقف می کنند و فروش مجدد را منوط به اعلام حضور هاشمی می کنند،وقتی میبینی بلافاصله پس از حضور هاشمی دلار تا ۱۰۰ تومان ارزان می شود،وقتی میبینی که تحلیلگران بازار اعلام می کنند که حضور هاشمی به بازار شوک مثبت وارد کرده و این شوک مثبت را همان کاهش قیمت دلار می دانند،در صورتی که دیگران شوک مثبت را همواره در صعود قیمت ها معنا کرده اند،و وقتی می بینی بازار نه تنها از این شوک مثبت(کاهش قیمت)ناراحت و ملتهب نیست،بلکه به دنبال خبر های بیشتر برای واکنش های بیشتر است،

اینجاست که امیدوار می شوی.وقتی تنها یک اعلام حضور چنین بازخوردی دارد،پس می توان به آینده امیدوار بود.به خصوص زمانی که میبینی نزدیک به ۴۰ نفر از سیاسیون مطرح وارد این عرصه شده اند،و هیچ بازخوردی در جامعه دیده نمی شود و تنها با اعلام حضور هاشمی است که چنین بازخورد هایی بوجود می آید.این هم غنیمت است.

*به گذشته هم که باز می گردی،تاریخ را که مطالعه می کنی،به نکات جالبی می رسی.آنجا که میبینی در تمام دوران انقلاب و در بین تمام روسای جمهور گذشته از بنی صدر،موسوی تا خاتمی و احمدی نژاد،تنها کسی که هیچ اصطحکاک و تعارضی با رهبری نداشته،همین هاشمی است و اگر هم نکته ای بوده،هیچ کس از آن اطلاعی ندارد.تنها کسی که پس از دوران خود،از نگذاشتن ها نگفت،از بی اختیار بودن ها ننالید،همین هاشمی است.

در صورتی که هنوز یادمان است که بنی صدر خود را به ماشین امضا تشبیه کرد،خاتمی خود را تدارکاتچی نامید،احمدی نژاد هم که با وقاحت تمام نظام و قوانین آنرا به سخره گرفت.

*از طرفی یک تفاوت اساسی و ماهوی بین هاشمی و همه آن ۴۰ کاندید دیگر وجود دارد و آنهم چیزی نیست جز شخصیت هاشمی.او تنها کسی است که بخاطر هاشمی بودنش در صورت رییس جمهور شدن به این جایگاه ارزش و مقام می دهد،در صورتی که بقیه این افراد با رییس جمهور شدن به مقامی می رسند.اینجا همان جاییست که می پرسند،شخص به مقام شخصیت می دهد یا مقام به شخص شخصیت می دهد؟

*دوستانی این روزها خاطرات دوران هاشمی را بازگو می کنند و از نبود آزادی و وجود خفقان در دوران او می گویند و به خیال خود می پندارند که هاشمی را زده اند.در صورتی که یکی از دلائلی که امروز باعث شده نیاز به حضور هاشمی حس شود،همان خاصیت و روش است.به جرات می توان گفت که ایران امروزی که از این دولت شلخته تحویل گرفته شود،بی شک نیازمند یک رییس جمهور قدرتمند و قوی است.این نیاز تا جایی است که به جرات باید گفت که امروز نیازمند یک دیکتاتور هستیم.که اگر دوستان،هاشمی را این چنین ترسبم میکنند،باید گفت که اتفاقا به همین نیاز داریم.

*و نکته دیگر هم شاید این است که واقعا هاشمی تغییر کرده و مردم هم این تغییر را دیده اند.هاشمی این سالها هاشمی قدرتمند دهه 60 و 70 نبوده و این طرد شدن از حکومت او را ضعیف ساخته است.اما همین طرد شدن از نظام،برای او خواصی را به ارمغان آورده که دیگران از آن بی بهره اند.این طرد شدن هاشمی باعث دشمن شدن و ضدیت او با نظام نشده بلکه نقطه ضعف بزرگ او در دوران ریاست جمهوریش که همانا دوری از مردم و نا آشنا بودن با درد آنها بود را پوشش داد.هاشمی و سخنان امروزش نشان می دهد که اگر او طرد شده و از قدرت فاصله دارد،ولی در عوض به مردم نزدیک شده و با درد و رنج آنها آشنا شده است.این شاید تغییر بزرگ هاشمی است که مردم هم متوجه این تغییر شده اند.

*ونکته آخری هم که می توان بازگو کرد،احساس اشتباهی است که امروز دیده می شود.امروز حس می کنیم که در سال 84 و در آن دوقطبی دور دوم که بعضی گفتند،اگر تیر چراغ برق را جلوی هاشمی بگذاری،رای می آورد،چه اشتباه فاحش و بزرگی رخ داد.آری امروز حس می کنیم که به هاشمی بدهکاریم.می فهمیم که او و خدماتش را نادیده گرفتن،نتیجه اش روی کارآمدن احمدی نژاد هایی می شود که جز پسرفت،چیزی عاید این مردم نمی کنند.

و آماده ایم که بدهی خود را با هاشمی تصفیه کنیم.

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:58 ] [ صابر هنرمند راد ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من صابر هنرمند راد
آمده ام تا بگویم و بشنوم.

------------------------------
چه ساختن هایی که مرا سوخت و چه سوختن هایی که مرا ساخت.
خدای من
مرا فهمی عطا کن,که از مقصد سوختنم,ساختنی آباد از من بجا ماند.

-----------------------------
بازدید کننده گرامی:
در وبلاگ تقاطع مطالبی با عنوان شخصی و یا خصوصی موضوعیت ندارد.لطفا در این وبلاگ,نظر خصوصی نگذارید.